برای دانلود مداحی ها بر روی لینک مورد نظر کلیک راست کنید و
سپس گزینه ی
save target as
را انتخاب کنید
مناجات با امام زمان علیه السلام دانلود

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيشرفته و كره خاك هيچگاه از مصاف اين دو جريان خالى نبوده است. پيروان هر يك از حقمداران گذشته، همواره بسترسازان حقگرايان آينده بودهاند و حق گرايان آينده تداومبخشان راه حقپرستان گذشته. وضعيت باطلپيشهگان و دور افتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.در اين ميان ارتباط حجتهاى الهى در تداوم بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميقتر و محكمتر بوده است؛ چرا كه هر نبى و ولى الهى با در نظر گرفتن شرايط عصرى كه در آن به سر ميبرد راه انبيا و اولياى الهى پيش از خود را تداوم ميبخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياى الهى چراغهاى نورانى هدايتند؛ منتهى هر كدام متناسب با شرايط زمانى و مكانى خود به نور افشانى ميپردازند.
در فرهنگ اسلامى ائمه اطهار عليهم السلام به عنوان جانشينان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همگى نور واحدند و هدف مشتركى را دنبال ميكنند. وجود هر يك از آنان همانند يك مشعل روشن يا عَلَم سرافراز، مسير صحيح و كامل هدايت را به بندگان خدا نشان ميدهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهى باز ميدارند. با اين همه ارتباط و پيوستگى بعضى از آنها با همديگر از ويژگى و خصوصيتى برخوردار است كه از بررسى اين گونه از پيوندها ميتوان با مراحل گوناگون چگونگى تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهايى اين مبارزات و همينطور با بخشى از ريزهكاريهاى دقيق سنتهاى الهى و روند تحقق نهايى اهداف حيات بخش انبيا و اولياى الهى آشنا شد.
بدون ترديد پيوستگى و ارتباط امام حسين عليه السلام با آخرين حجت الهى حضرت بقيةاللّه عجل الله فرجه بسيار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا كه با بررسى ابعاد مختلف پيوند اين دو حجّت الهى بهخوبى چگونگى فراهم شدن بستر حاكميت احكام و ارزشهاى الهى در سرتا سر عالم مشخص ميشود. اين نوشته در پى آن است كه برخى از پيوستگيهاى حضرت سيدالشهداءعليه السلام با موعود بزرگ جهانى حضرت مهدى عليه السلام را روشن سازد.
*** بقیه در ادامه مطلب ***

بازم دلم گرفته از این دور و زمونه *جلسه هفتگی* (مقدم) دانلود
یه عمر با فراق تو سوختم *شهادت حضرت زینب* (سیب سرخی) دانلود



امام سجاد(ع) در عين آن كه زينت عبادت كنندگان، بزرگمرد عبادت، عرفان وسجده بود، مجاهد بزرگ فىسبيلالله بود، او در عين آن كه كانون علم و انديشه ومعرفتبود، تواضع ويژهاى داشت، و در عين آن كه شكوه و جلال و ابهتخاصى داشت،داراى حلم و بردبارى و سعه صدر مخصوصى بود، و در يك كلمه كانون همه كمالاتانسانى و ارزشهاى والاى معنوى، و زيبنده اين شعر معروف بود كه:
رخ زيبا يد بيضا دم عيسى دارى آن چه خوبان همه دارند تو تنها دارى
در اين گفتار برآنيم تا به چند نمونه از رفتار آن حضرت زندگى اشاره كنيم، بهاين اميد كه درسهاى سودمند زندگى سالم و سازنده را از شيوه زندگى درخشان آنبزرگمرد فضايل بياموزيم:
زينت پرستش كنندگان الهى
آن حضرت با عنوان زينالعابدين و سجاد خوانده مىشود،چرا كه او قبل از هر چيز بنده خالص و صالح خدا بود، و سجدههاى طولانى او، هربيننده را به سوى خدا و پرستش خدا جذب مىكرد.
خداوند در حديث لوح كه آن نامهاى از سوى خدا به پيامبر اكرم(ص) است او راچنين معرفى كرده است: «سيد العابدين و زين اوليائى الماضين; او آقاى عبادتكنندگان و زينت اولياى پيشين من است.» يوسف بن اسباط مىگويد، پدرم گفت:
نيمههاى شب به مسجد رفتم، جوانى را كه به سجده افتاده بود ديدم كه چنين باخدا راز و نياز مىكرد: «سجد وجهى متعفرا فىالتراب لخالقى و حق له; صورتم خاكآلود، براى آفريدگارم سجده كرد، كه خداوند سزاوار سجده است.» به محضرش رفتم،دريافتم امام سجاد(ع) است، صبر كردم تا هوا روشن شد، به نزد ايشان رفتم و عرضكردم: «اى فرزند پيامبر! چرا آن همه به خود زحمت مىدهى با اين كه خداوند تورا برترى بخشيده و تو در پيشگاه خدا مقام بسيار ارجمندى دارى؟» او با شنيدناين سخن منقلب شده و گريه كرد و فرمود: پيامبر(ص) فرمود:
«هنگامى كه روز قيامتبرپا گردد هر چشمى جز چهار چشم گريان است:
*** بقیه در ادامه مطلب ***

هم چهرة عباس زیبا بود، هم اخلاق و روحیاتش. ظاهر و باطن عباس نورانی بود و چشمگیر و پرجاذبه. ظاهرش هم آیینة باطنش بود. سیمای پر فروغ و تابندهاش او را همچون ماه، درخشان نشان ميداد و در میان بنی هاشم، كه همه ستارگانِ كمال و جمال بودند، اباالفضل همچون ماه بود؛ از این رو او را «قمر بنی هاشم» میگفتند.
در ترسیم سیمای او، تنها نباید به اندام قوی و قامت رشید و ابروان كشیده و صورت همچون ماهش بسنده كرد؛ فضیلتهای او نیز، كه درخشان بود، جزئی از سیمای اباالفضل را تشكیل ميداد. از سویی نیروی تقوا، دیانت و تعهّدش بسیار بود و از سویی هم از قهرمانان بزرگ اسلام بهشمار ميآمد. زیبایی صورت و سیرت را یكجا داشت. قامتی رشید و بر افراشته، عضلاتی قويو بازوانی ستبر وتوانا و چهرهای نمكین و دوست داشتنی داشت. هم وجیه بود، هم ملیح. آنچه خوبان همه داشتند، او به تنهایی داشت.
وقتی سوار بر اسب ميشد، به خاطر قامت كشیدهاش پاهایش به زمین ميرسید و چون پای در ركاب اسب مينهاد، زانوانش به گوشهای اسب ميرسید.(1) شجاعت و سلحشوری را از پدر به ارث برده بود و در كرامت و بزرگواری و عزّت نفس و جاذبة سیما و رفتار، یادگاری از همة عظمتها و جاذبههای بنيهاشم بود. بر پیشانياش علامت سجود نمایان بود و از تهجّد و عبادت و خضوع و خاكساری در برابر «اللّه» حكایت ميكرد. مبارزی بود خدا دوست و سلحشوری آشنا با راز و نیازهای شبانه.
قلبش محكم و استوار بود همچون پارة آهن. فكرش روشن و عقیدهاش استوار و ایمانش ریشهدار بود. توحید و محبّت خدا در عمق جانش ریشه داشت. عبادت و خداپرستی او آن چنان بود كه به تعبیر شیخ صدوق: نشان سجود در پیشانی و سیمای او دیده ميشد.(1
ایمان و بصیرت و وفای عباس، آن چنان مشهور و زبانزد بود كه امامان شیعه پیوسته از آن یاد ميكردند و او را به عنوان یك انسان والا و الگو ميستودند. امام سجاد(ع) روزی به چهرة «عبیدالله» فرزند حضرت اباالفضل(ع) نگاه كرد و گریست. آنگاه با یاد كردی از صحنة نبرد اُحد و صحنة كربلا از عموی پیامبر (حمزة سیدالشهدا) و عموی خودش (عباسبن علی) چنین یاد كرد:
»هیچ روزی برای پیامبر خدا سختتر از روز «اُحد» نگذشت. در آن روز، عمویش حضرت حمزه كه شیر دلاور خدا و رسول بود به شهادت رسید. بر حسین بن علی(ع) هم روزی سختتر از عاشورا نگذشت كه در محاصرة سيهزار سپاه دشمن قرار گرفته بود و آنان ميپنداشتند كه با كشتن فرزند رسول خدا به خداوند نزدیك ميشوند و سرانجام، بيآنكه به نصایح و خیرخواهيهای سیدالشهدا گوش دهند، او را به شهادت رساندند«.
آنگاه در یاداوری فداكاری و عظمت روحی عباس(ع) فرمود:
»خداوند،عمویم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ایثار و فداكاری كرد و از جان خود گذشت، چنان فداكاری كرد كه دو دستش قلم شد. خداوند نیز به او همانند جعفربن ابيطالب در مقابل آن دو دستِ قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز ميكند.عباس نزد خداوند، مقام و منزلتی دارد بس بزرگ، كه همة شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه ميخورند و رشك ميبرند«(1).
آن ایثار و جانبازی عظیم اباالفضل، پیوسته الهام بخش فداكاريهای بزرگ در راه عقیده و دین بوده است و جانبازان بسیاری اگر دستی در راه دوست فدا كردهاند، خود را رهپوی آن الگوی فداكاری ميدانند و اسوة ایثارشان جعفر طیار و عباس بن علی بوده است:
چون اقتدا به جعفر طیار كردهایم
پرواز ماست با پرِ جان در فضای دوست
در پیروی ز خطّ علمدار كربلاست
دستی كه دادهایم به راه رضای دوست(1)
بصیرت و شناخت عمیق و پایبندی استوار به حق و ولایت و راه خدا از ویژگی های آن حضرت بود. در ستایشی كه امام صادق(ع) از او كرده است بر این اوصاف او انگشت نهاده و بهعنوان ارزشهای متبلور در وجود عبّاس، یاد كرده است:
»كانگ عگمُّنا العبّاسُ نافذگ البصیرةِ صُلبگ الایمانِ، جلااهگد معگ ابيعبدالله(ع) وگاگبْلی’ بلاءاً حسگناً ومضی شهیداً(1)؛
عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد كرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید«.
و در یكی از زیارتنامههای آن حضرت نیز بر این «بصیرت» و اقتدا به شایستگان اشاره شده است «شهادت ميدهم كه تو با بصیرت در كار و راه خویش رفتی و شهید شدی و به صالحان اقتدا كردی»(1).
بصیرت و بینش نافذ و قوی كه امام در وصف او به كار برده است، سندی افتخار آفرین برای اوست. این ویژگيهای والاست كه سیمای عباس بن علی را درخشان و جاودان ساخته است. وی تنها به عنوان یك قهرمانِ رشید و علمدارِ شجاع مطرح نبود، فضایل علمی و تقوایی او و سطح رفیع دانش او كه از خردسالی از سرچشمة علوم الهی سیراب و اشباع شده بود، نیز درخور توجّه است. تعبیر »زُقّگ العِلْمگ زگقّاً«(1) كه در برخی نقلها آمده است، اشاره به این حقیقت دارد كه تغذیه علمی او از همان كودكی بوده است.
مقام فقاهتی او بالا بود و نزد راویان، مورد وثوق به شمار ميرفت و دارای پارسایی فوق العادهای بود. تعبیر برخی بزرگان دربارة او چنین است:
»عباس از فقیهان و دین شناسانِ اولاد ائمّه بود و عادل، ثقه، با تقوا و پاك بود«.(1)
و به تعبیر مرحوم قاینی: »عباس از بزرگان و فاضلانِ فقهای اهل بیت بود، بلكه او دانای استاد ندیده بود«.(1)
این سردار رشید و شهید، علاوه بر آن كه خود به لحاظ قرب و منزلتی كه نزد پروردگار دارد در قیامت از مقام شفاعت برخوردار است، وسیلة شفاعت حضرت زهرا نیز خواهد بود. در روایت است:
در روز رستاخیز، آنگاه كه كار سخت و دشوار گردد، پیامبر خدا، حضرت علی را نزد فاطمه خواهد فرستاد تا درجایگاه شفاعت حاضر شود. امیرمؤمنان به فاطمه میگوید: از اسباب شفاعت چه نزد خود داری و برای امروز كه روز بيتابی و نیازمندی است چه ذخیره كردهای؟ فاطمة زهرا میگوید: یا علی، برای این جایگاه، دستهای بریدة فرزندم عباس بس است(1).
افتخار بزرگ عباس بن علی این بود كه در همة عمر، در خدمتِ امامت و ولایت و اهلبیت عصمت بود، بخصوص نسبت به اباعبدالله الحسین(ع) نقش حمایتی ویژه ای داشت و بازو و پشتوانه و تكیه گاه برادرش سیدالشهدا بود و نسبت به آن حضرت، همان جایگاه را داشت كه حضرت امیر نسبت به پیامبر خدا داشت. در این زمینه به مقایسة یكی از نویسندگان دربارة این پدر و پسر توجه كنید:
»حضرت عباس در بسیاری از امور اجتماعی مانند پدر قدمردانگی برافراخت و ابراز فعالیت و شجاعت نمود. عباس، پشت و پناه حسین بود مانند پدرش كه پشت و پناه حضرت رسول الله بود. عباس در جنگها همان استقامت، پافشاری، شجاعت، قوّت بازو، ایمان و اراده، پشت نكردن به دشمن، فریب دادن و بیم نداشتن از عظمت حریف و انبوهی دشمن را كه پدرش درجنگهای اُحد، بدر، خندق، خیبر و غیره نشان داد، در كربلا ابراز داشت.
عباس، همانطور كه علی(ع) همیان نان و خرما به دوش میگرفت و برای ایتام و مساكین ميبرد، او به اتفاق و امر برادر، بسیاری از گرسنگان مكّه و مدینه را به همین ترتیب اطعام مينمود. عباس، مانند علی(ع) كه باب حوایج دربار پیغمبر بود و هركس روی به ساحت او ميكرد، اوّل علی را ميخواند، باب حوایج در استان امام حسین بود و هركس برای رفع حوایج به دربار حسین (ع) ميشتافت، عباس را ميخواند.
عباس مانند پدر كه در بستر پیغمبر خوابید و فداكاری كرد در راه پیغمبر، در روز عاشورا برای اطفال و آب اوردن فداكاری كرد. عباس مانند پدر كه در حضور پیغمبر شمشیر ميزد، در حضور برادر شمشیر زد تا از پای در آمد. عباس، همانطور كه پدرش به تنهایی به دعوت دشمن رفت، بهتنهایی برای مهلت به طرف خیل دشمن حركت فرموده و مهلت گرفت«(1).
1 . ارشاد، شیخ مفید، كنگرهء هزارهء مفید، قم، 1413 ق.

